همیشه نگاهم به وبلاگ نویسی به عنوان راهی بوده برای از درون نوشتن و شاید اندکی آرام شدن. و اگر روزی احساس کنم که دیگه نوشتن این آرامش رو بهم نمیده مطمئنم که میذارمش کنار.
توی این مدت به تایید اکثر دوستان همیشه جزو اولین نفراتی بودم که نوشته هاشون رو خوندم.بدون توجه به اینکه نویسنده وبلاگ کیه٬چیکارس٬دختره یا پسر٬زنه یا مرد...
همیشه نوشته ها رو دو یا سه بار خوندم بعد نظر گذاشتم. چون متنفرم از اینکه فقط بیام و اعلام حضور کنم. وقتی هم با پستهایی روبرو شدم که مثلا حاوی یک متن ادبی یا شعر بوده ترجیح دادم که به یک لبخند یا گل قناعت کنم و ارزش متن رو خراب نکنم.
پس طبیعی بود که چنین انتظاری هم در مقابل داشته باشم. تعداد زیادی از لینکها رو حتی بعضا علیرغم میل باطنی پاک کردم. برای اینکه نویسنده ی اونها سالی یکبار هم سر نمیزد ببینه اینجا چه خبره.
درسته که توی این چند سال بارها طرز نوشتنم عوض شده اما خطوط قرمز و حریم ها همیشه همون بوده. خوبه که آدم هرکاری رو که شروع میکنه حریم ها رو هم مشخص کنه. حالا از همین نوشتن بگیر تا کارهای بسیارمهم تر توی زندگی واقعی.
امیدوارم که توی این مدت مطلبی یا نظری ننوشته باشم که موجب ناراحتی کسی شده باشه.
پایدار باشید.
