تبليغاتX
دو کلمه حرف - یک کار خوب ، یک کار بد
یادم میاد بچه که بودم روزهای جمعه یه برنامه ای توی تلویزیون نشون میدادن به اسم "یک کار خوب". این برنامه یک دوربین داشت که این دوربینه میرفت توی نما.ز ج.معه و انقدر تصویر بچه ها و نوجوون ها رو نشون میداد تا بالاخره روی یکیشون توقف میکرد و اون بچه میشد برنده ی هفته...

سالها گذشت و بچه های اون دوران شدن جوونهای الان مثل من.ظاهرا بعضیهاشون تا دیروز شانسشون رو امتحان نکرده بودن... دیروز دو تا از دوستانم رفتن برای انجام دادن این کار خوب. قرار بود برای منهم تعریف کنن که اگه خوب بود منهم بعدا ...

الان که دارم این رو مینویسم یکی از دوستانم ۲۴ ساعته که ناپدید شده و دوست دیگرم انقدر کتک خورده که خوابیده خونه.

نمیدونم چی شد که اینطوری شد. شاید ما هنوز هم بچه ایم و فرق کار خوب و کار بد رو نمیدونیم. شاید هم اصلا اون برنامه برای بچه ها بوده که خوب و بد رو نمیفهمن و ما جوونها نباید توش شرکت میکردیم...

شاید هم مقصر پدر و مادر من بودن. اگر از بچگی من رو توی این محیطها برده بودن تا الان فهمیده بودم که یک کار خوب بعضی وقتها میتونه یک کار بد باشه...

 

دوکلمه حرف: بعضی وقتها معنای بعضی کارها عوض میشه. مثل همین نماز ج.معه یا تکبیرهای شبانه...

+ نوشته شده توسط در شنبه 27 تیر1388 و ساعت 4:37 بعد از ظهر |